Location: Places >> Middle East >> Iran >> Farsi language and literature
Login for full access to Couchsurfing Groups. Not a member yet? Join our community!

شعرهای ما
Posted January 22nd, 2012 - 9:03 pm by from Isfahan, Iran (Permalink)
به نظرم برای اینکه یکمی اکتیوتر بشیم، بیاییم و شعرهای خودمون را بگذاریم و نقدش کنیم
با اجازه همگی، اول از خودم شروع میکنم :
چه دور است این راه
لحظه ای که ثانیه هایش کندتر می گذرد
کندتر از حبس نفس
و به راهی می نگرم که ابتدای آن ام
و چه لذتی دارد نسیم خنکی که صورتم را می آراید
و رنج این سفر نرفته را برایم آسان میکند
شهوت رفتن درونم موج می زند
و من
چه آرام ایستاده و به انتهای خطوط چشم میدوزم
جایی در افق دیدگانم، امید محو میشود
و من عجولانه مشتاق طی شدن این مسیر
با مرکبی از پای خویشم و توان صبرم نیست
درنگی که نباید با من باشد
و من با خود چه می اندیشم؟ نمی دانم... نمیدانم
نمیدانم تا دمیدن یک گل سرخ چقدر زمان میخواهم
و تا رویش یک حس عمیق...
پای میکوبم و این عشق سرنگ مرا میخواند
پای در راهم و در هر قدمم
جنبشی می شنوم
لرزشی می بویم
روبروی قفس تنگ زمان، در کنار نفس گرم هوا
که ز امید پر است
و پر از درماندگی رفتن به دورترین پنجره باز افق
می مانم...
در فضای خلاء زندگی ام
و چه آزاد و سبکبال شدم
عمر رامیبینم
روح را میشنوم
و چه بویی دارد زندگی
که به فردا نرسیده، ساعتی می گذرد
جاده زندگی ام،
پر ز پرواز و سقوطی گیراست
جمعه هایش تعطیل
و همه روز در آن سبزتر از رنگ خداست
ابتدای هستی
حاضری در ورق برگ گل رز زده ایم
و چه خجلت زده از آنکه زما می پرسد:
"خانه دوست کجاست؟"